شنبه, 29 تير 1398
  • ساعت : ۱۴:۴۵:۱۹
  • تاريخ :
     ۱۳۹۷/۱۰/۲۹ 
  • کد خبر : ۱۱۲۵
نشست علمی بررسی خلقیات آحاد جامعه ایرانی در رابطه با كار جمعی و همكاری و نقش آن در فرایند توسعه برگزار شد
نشست علمی بررسی خلقیات آحاد جامعه ایرانی در رابطه با کار جمعی و همکاری و نقش آن در فرایند توسعه روز چهارشنبه، 26 دی ماه و با حضور مدیران و کارشناسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان های تابعه برگزار شد.

نشست علمی بررسی خلقیات آحاد جامعه ایرانی در رابطه با کار جمعی و همکاری و نقش آن در فرایند توسعه روز چهارشنبه، 26 دی ماه و با حضور مدیران و کارشناسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان های تابعه برگزار شد.

در این برنامه دکتر مقصود فراستخواه عضو هیئت علمی  مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی با اشاره به کتاب خود تحت عنوان "ما ایرانیان" ابتدا مطالبی را درخصوص فرهنگ ایرانی و عوامل ایجاد مشکلات آن عنوان نمود و افزود: کار تمام محتوای اجتماعی ما را شامل می شود و یکی از صفات خداوند بدیع سماوات و ارض است و  خداوند هر روز در کاری متفاوت است.

این محقق مسائل اجتماعی گفت: درمورد فرهنگ ما ایرانیان در کوچه و بازار حرف های منفی بسیاری گفته می شود اما من به عنوان یک محقق معتقدم این حرف ها با منطق علمی فاصله دارد چرا که زیر پوست این جامعه میل به پیشرفت و زندگی موج می زند و این ملت نمی خواهد از زندگی مایوس شود، اما ساختارها مدد نمی رسانند و هوشمند نیستند.

فراستخواه با اشاره به نقش ساختارها از جمله رسانه ها و آموزش و پرورش در بهبود و اصلاح رفتارها اظهار داشت: بر اساس نتایج پژوهش از اعضای هیات علمی کشور، مهمترین مشکلات کار ایرانی ها شامل موارد زیر است:

-         آزرده شدن از انتقاد

-         رودربایستی زیاد

-         پنهانکاری

-         خودمداری

-         غلبه احساسات بر خردورزی

-         رواج دروغ

-         دشوار بودن رسیدن به توافق پایدار و گفتگو

وی همچین از ناتوانی در پیوند زدن بین منافع فردی و منافع عمومی، تقدیرگرایی، بی اعتمادی و بی قاعده بودن به عنوان اصلی ترین محور مشکلات نام برد.

این جامعه شناس با اشاره به نظریه اینگلهارت افزود: برطبق نظر اینگلهارت ارزش ها دو نوعند:

ارزش های بقا : هرکس می خواهد خودش را حفظ کند

-         ارزش های خودبیانی : فرد  می خواهد خودش را کشف کند. کاشف اقلیم وجود خودش باشد. کسی که غم دیگران را می خورد می خواهد خودش را پیدا کند.

وی در خصوص اینکه چرا در یک جامعه مردم گرفتار ارزش های بقا می شوند اظهار داشت: مردم فی نفسه آدم های بدی نیستند بلکه شرایط اجتماعی، سیستم ها، قوانین و ناپایداری ها افراد را به این نتیجه رسانده اند.

فراستخواه با اشاره به نقش عوامل مختلف در شکل گیری فرهنگ کار افزود: برای اصلاح فرهنگ کار به یک اکوسیستم نیاز است و قوانین، ساختارها و سبک های مدیریتی باید بهبود یابد.

وی با اشاره به ترومای فرهنگی ادامه داد: جامعه ما دچار وضعیتی است که به آن وضعیت ترومایی می گویند؛ در این وضعیت همه گروه های اجتماعی احساس قربانی شدن دارند و این حس جامعه ما را دچار خطر جدی کرده است چرا که انسان در وضعیت قربانی احساس مسؤولیت نمی کند و مسؤولیت را به گردن کسی می اندازد که او را قربانی کرده است لذا تا احساس ترومایی کارگر حل نشود وی احساس مسؤولیت نمی کند.

وی همچنین با اشاره به بیگانگی به عنوان یکی دیگر از عوامل مخرب فرهنگ کار خاطرنشان ساخت: بیگانگی از احساس بی قدرتی به وجود می آید، اگر کارمندان و کارگران احساس بی قدرتی کنند در آنها احساس بیگانگی نسبت به سازمان به وجود می آیددر حالی که برای اینکه فرهنگ کار آسیب نبیند باید همه احساس احساس کنند در تصمیم گیری، برنامه ریزی و مدیریت سهیم هستند.

این محقق با اشاره به نقش مخرب نابرابری ها در فرهنگ کار افزود: هافستید شاخصی به نام فاصله قدرت تعریف کرده است و معنای این است که به چه میزان اعضای فرودست در سازمان ها توزیع نابرابر قدرت را انتظار دارند و می پذیرند.قدرت و نابرابری ویژگی تمامی جوامع است. تمامی جوامع نابرابر هستند اما برخی “نابرابر”تر هستند .

به گفته این محقق در مقایسه بین کشورها فاصله قدرت در چین 80 ، در هند 77 ، در مالزی 100 و در ایران 58 است و این نشان می دهد که در جامعه ما عدالت برای مردم اهمیت دارد.

وی در خاتمه با اشاره به نقش امید به آینده و نرخ مشارکت زنان در فرهنگ کار افزود: میزان امید به آینده در ایران 14، مالزی 41، چین 87، هند 51 است. همچنین نرخ مشارکت زنان در دهه 50 حدود 14 درصد بود، اوایل انقلاب به 9 درصد کاهش یافت و درحال حاضر 16 درصد است.

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.3.2.0
    V5.3.2.0