|
مقدمه
در
روزهاي اخير، خبرهايي پيرامون كاهش روابط با امارات و
تغيير استراتژي تجاري ايران در منطقه خليج فارس و
جايگريني قطر يا حتي تركيه شنيده مي شود. چرا اين
شرايط را مي توان به توزيع دوباره فرصت هاي منطقه براي
ايران به ويژه در حوزه مناطق آزاد تعبير نماييم؟
آيا مناطق آزاد ايران هم مي توانند از
اين چرخش اقتصادي كشورمان و فرصت طلايي ايجاد شده سهمي
را به دست آورند؟
به نظر مي رسد عزم جدي مسئولين و توجه
به مزيت هاي مناطق آزاد كشورمان مي تواند سهمي از اين
برون سپاري فرصت ها را عايد اين مناطق نمايد.
اين مقاله به اختصار به اين موضوع
پرداخته است:
چرا مناطق آزاد
ملاحظات مربوط به پيشگيري از برهم
ريختن انتظامات مختلف اقتصادي و... در كشورها يكي از
دلايل توجه روز افزون دولت ها به ايجاد مناطق آزاد
تجاري- صنعتي است.
ايجاد مناطق آزاد يا ويژه و به
كارگماري شيوه هاي سهل و متفاوت براي انجام فعاليت هاي
اقتصادي و اجتماعي (در يك محيط حراست شده مرزي يا
ساحلي و يا خصوصأ در حوزه جغرافيايي يك جزيره محصور
در آب)، نمي تواند بر هم زننده ساختار اجتماعي،
اقتصادي و فرهنگي هيچ كشوري باشد، اما در عين حال مي
تواند زمينه اي مناسب را جهت اقدام به جلب سرمايه
گذاران( به اين مناطق معاف شده از اجراي مقررات سخت
گيرانه تر) فراهم نمايد.
نقش دولت ها
موفقيت و كار آمد بودن دولت ها در
تدوين و اجراي برنامه هاي توسعهي متناسب هر منطقه
آزاد و ويژه ميتواند در شكل گيري تصميم سرمايه گذاران
به حركت دادن سرمايه هايشان به اين مناطق، تاثيري
مثبت داشته باشد برنامه ريزي براي توسعه در هريك از
زمينه هاي مختلف در يك منطقه آزاد يا ويژه بايستي
بتواند به صورت كاملا هماهنگ با مزيت هاي همان منطقه و
استراتژي توسعه آن و حوزه هاي جغرافيايي پيرامون، هدف
گزاري و اجرا گردد. به عنوان مثال در حوزه فعاليت هاي
مربوط به توسعه آموزش عالي در يك منطقه آزاد، انتظار
انجام تعامل ثمر بخش( مثلا بين صنعت و دانشگاه) وجود
ندارد مگر آن كه پيش تر استراتژي توسعه رشتهها و
ظرفيت هاي پذيرش آزاد دانشگاهها دريك منطقه آزاد با
توجه دقيق به چارچوب سياست توسعهي صنعتي و اقتصادي آن
منطقه و يا استان همجوار آن، تدوين گردد و بدون در نظر
داشتن سمت گيريهاي آن سياست ها هر گونه ايجاد شعب
دانشگاههاي داخلي و خارجي( كه امروز در مناطق آزاد
ايران رواج چشمگيري دارد) استمرار موفقيت آميزي نخواهد
داشت زيرا پس از يكي دو دوره فارغ التحصيلي(و بيكاري
فارغ التحصيلان)، اين مراكز آموزشي با معضل كاهش
متقاضي تحصيل روبرو خواهند شد.
البته نمي توان انتظار داشت كه به
دنبال اعلام يك محدوده جغرافيايي به عنوان منطقه اي
آزاد يا ويژه نگرانيهاي سرمايه گذاران منتفي شود و
توجه مطلق ايشان به آن منطقه جلب گردد زيرا به تجربه
ديده شده كه بعضأ اجراي مقررات بسيار سخت تر در حوزه
سرزمين اصلي يك كشورنيز مي تواند به عنوان يك مانع
رواني در مسير جلب سرمايه ها به سوي مناطق مستثني شده
آن كشور عمل نمايد. اعمال مقررات سخت دست و پاگير در
سرزمين اصلي، نشانگر رواج تفكر بسيار سخت گيرانه نزد
مسئولين عالي مي باشد و مي تواند اعتماد سرمايه گذاران
خارجي را در عطف توجه به مناطق آزاد و ويژه آن كشور
دچار تزلزل نمايد.
مناطق آزاد تجربه اي موفق يا ناموفق؟
فوايد وجودي مناطق آزاد و ويژه محل
اختلاف صاحب نظران نيست و كشورهاي بسياري تا كنون در
مورد ايجاد اين گونه مناطق گام برداشته اند وگر چه
بعضا در دستيابي به اهداف خود با ناكامي مواجه گرديده
اند ولي موارد شگفت انگيزي نيز تجربه شده است.
شناخت دلايل پيشرفت مناطق موفق تر مي
تواند به شناسايي علل ناكاميها (وپيش گيري از تكرار
آنها) دربعضي مناطق پس مانده تر ديگر كمك نمايد.
اعلان مناطق جديد آزاد، بدون پيش
ارزيابي فرصت ها و چالش ها، نمي تواند به عنوان
سياستي درست تلقي گردد، تجارب كشور جمهوري خلق چين
درباب ايجاد مناطق آزاد ، همواره حكايت از سال هاي
طلايي كسب موفقيت اين كشور در راه اندازي متوالي مناطق
جديد التاسيس مي نمود اما اين كشور هم علي رغم تجارب
موفقي كه در ايجاد و توسعه مناطق آزاد به دست آورد
معهذا نتوانست از تحمل تجربه تلخ شكست در ايجاد اين
گونه مناطق مصون بماند، زيرا به دنبال اقدام چين به
اعلام جزيره بزرگ
"خاي
نان"
در جنوب آن كشور به عنوان يك منطقه آزاد، چون زمان
ايجاد اين منطقه تازه تاسيس تصادفا قرين با هنگام
فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق و بلوك شرق(اروپا)
گرديده بود، منطقه تازه تاسيس مواجه گرديد با فضاي
گسترده رقابت كه به جهت آزاد شدن فرصت هاي سرمايه
گذاري در مناطق فروپاشي شده شرق اروپا ظهور يافته
بودند.
در شيخ نشين امارات كه امروزه بحث
تجديد نظر در روابط با آن، در محافل اقتصادي و سياسي
كشورمان مطرح مي باشد در منطقه آزاد
"جبل
علي"
شرايطي متفاوت از نمونه
"خاي
نان"
چين تجربه شد، شرايط جنگي منطقه خليج هميشه فارس
توانست سخاوتمندا نه فرصتي نادر را جهت خيزش، به اين
منطقه نوپاي عربي واگذار نمايد، فرصتي كه مي تواند
اينك توسط ايرانيان باز پس گرفته شود.
فرصت شناسي مسئولين اماراتي سبب شده تا
منطقه جبل علي در ماه فوريه سال 1985 ( 25 سال قبل)،
برابر بهمن 1362 هجري شمسي يعني در سومين سال شروع جنگ
تحميلي آغاز به كار نمايد و از رهگذر شرايط جنگي منطقه
به خوبي بهره برداري كند. براي خيزش يك منطقه آزاد
تجاري بايستي سكوي پرتابي وجود داشته باشد جبل علي اين
سكو را در بحبوحه جنگ، در خليج فارس تصاحب نمود. تجربه
تركيه نشان مي دهد كه هيچكدام از سي و چند منطقه آزاد
آن كشور نتوانسته اند شهرت جبل علي را به دست آورند
زيرا هيچكدام نتوانستند به فرصتي طلايي دست يابند.
مناطق آزاد تجاري ايران
شايد در ايران نيز مصلحت بر اين باشد
كه به جاي اعلان محيط هاي جديد به عنوان مناطق آزاد و
ويژه، بيشتر به دنبال تقويت بيلان عملكرد مناطق موجود
باشيم. در شرايطي كه سال ها از راه اندازي مناطق آزاد
مهم جنوبي كشور ميگذرد مي بينيم كه هنوز اهداف و
انتظارات اوليه از تاسيس آن مناطق تامين نگرديدهاند و
حتي اين مناطق بعضا اهداف متحركي را تعقيب مي نمايند،
در اين شرايط چه پشتوانه اي براي توجيه ايجاد مناطق
جديدتر ( با توجه به ضعيف تر بودن پيش زمينه هاي توفيق
آنها نسبت به مناطق جنوبي كشور) مي توانست وجود داشته
باشد.
با توجه به جمعيت بزرگتر ايران در
منطقه، جزيره كيش مي تواند اين فرصت واگذار شده را از
جبل علي مسترد نمايد. اين جزيره بي همتا مي تواند از
طريق بازپس گيري امتيازاتي كه به لحاظ تنگناهاي ناشي
از شرايط خاص در اختيار اماراتي ها قرار گرفته است
زمينه توسعه پايدار خود را پي ريزي نمايد، نيل به اين
اهداف، به عنوان"
فرصت هاي طلايي"،
نيازمند برنامه ريزي وپي گيري دلسوزانه مي باشد.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر مي رسد
سوالات زير نياز به تامل دارد:
چرا سه منطقه آزاد مهم جنوبي كشور(
كيش، قشم، چابهار)، هيچكدام نمي توانند به رقابت با
جبل علي برخيزند حتي مناطق آزاد شيخ نشين هاي كويت،
عمان و بحرين هم نتوانسته اند در منطقه چنين توفيقي را
به دست آورند در حالي كه مساحت كيش( بدون محاسبه جزاير
هندورابي و...) فقط 9٪
كمتر از مساحت منطقه آزاد جبل علي بوده و برابر 91
كيلومتر مربع ( در برابر وسعت 100 كيلومتر مربعي منطقه
آزاد جبل علي) مي باشد؟
چرا جبل علي توانسته از مرحله خيرtake
off
بگذرد؟
چرا اينك علي رغم شرايط يكسان كيش و
جبل علي، بلكه مزيت هاي بيشتر اين جزيره كم نظير
مرجاني، هنوز انگيزهي لازم براي جانشيني كيش به جاي
جبل علي ايجاد نشده است، هدف باز پس گيري امتيازات
واگذاري به منطقه جبل علي مي تواند به عنوان بزرگترين
انگيزه و دليل توجيه ايجاد پيشرفت و توسعه متناسب در
كيش مورد توجه قرار گيرد؟
چرا آنتاليا به عنوان معرو فترين
منطقه آزاد تجاري تركيه (كه توجه خاص ايرانيان ، به
رونق آن مي افزايد) فقط با مساحتي برابر 20 كيلومتر
مربع ( در مقايسه با 91 كيلومتر مربع مساحت كيش)
توانسته است شهرتي كم و بيش جهاني را براي خود دست و
پا نمايد.
دورنماي مناطق آزاد ايران
كيش ممكن است به دليل انتظامات اخلاقي
نتواند در زمينه گردشگري با آنتاليا رقابت نمايد اما
مي تواند دربسياري موارد جانشين جبل علي امارات شود،
كيش بايد بتواند حداقل در جهت تامين بازار عظيم داخلي
كشورمان واردرقابت با جبل علي گردد. و به جاي اينكه آن
منطقه آزاد عربي كالاهاي ساخته شده در خارج را براي
بازار ايران تهيه كند، ميتوان از طريق سرمايه گذاري
همان برندهاي صادر كننده كالا به ايران، نسبت به حذف
واسطه گري بازار جبل علي براي مصرف كننده ايراني اقدام
نمود و به ازاء آن توسعه كيش راتضمين كرده، بازار مواد
اوليه توليد داخلي را رونق بخشيد و به
"اشتغال
واقعي بيكاران"
كمك نمود. همان طور كه در ماده نخست قانون چگونگي
اداره مناطق آزاد تجاري- صنعتي آمده است، ايجاد"
اشتغال سالم و مولد"،
يكي از اهداف معدود ايجاد اين مناطق مي باشد. نوسانات
ساليانه آمار بيمه شدگان در اين مناطق ميتواند ميزان
موفقيت هر منطقه را در توفيق به انجام اين وظيفه
قانوني(طي ده سال گذشته) به قضاوت بگذارد.
محمود
نثاري
حقيقي فرد-معاون آموزشي و پژوهشي موسسه كار و
تامين اجتماعي
|