" عوامل مؤثر بر شكل‌گيري تشكل‌هاي سياسي- اجتماعي زنان "

 

نام و نام خانوادگي دانشجو:  لاله سنگتراش           پايان‌ نامه: كارشناسي ارشد           رشته: علوم سياسي

دانشگاه: آزاد اسلامي (واحد علوم و تحقيقات دانشكده حقوق و علوم سياسي) و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي

استاد راهنما: دكتر نسرين مصّفا

كد پايان نامه: 16-8501  MA                                     سال: 1384

 

چكيده:

دير زماني بيش نيست كه توجه‌ جهانيان بسوي توسعه‌اي همه جانبه و پايدار، جلب گرديده است. به گونه‌اي كه تمامي كشورهاي دنيا، به انحاء مختلف خواهان اثبات حركت جامعه‌ي خويش به سوي توسعه مي‌باشند. از طرفي بدون مشاركت فعال و موثر همه‌ي افراد جامعه‌، به خصوص زنان، چنين امري ممكن نيست. با توجه به اين امر، چگونگي ميزان مشاركت زنان در جوامع مختلف، قابل توجه است. با توجه به شناخت وضعيت مشاركت زنان، فضاي جامعه‌اي كه زنان در آن زندگي مي‌كنند و ديگر عوامل مي‌توان در خصوص موانع و محدوديت‌هاي موجود، بر سر راه مشاركت آنان و به تبع با شناخت آنها به بررسي وسايل رفع آنها و نيز عوامل موثر بر افزايش مشاركت زنان سخن گفت. در جهان امروز يكي از ابزارهاي موفق در جلب مشاركت آگاهانه و داوطلبانه‌ي زنان، تشكل‌هاي مردمي يا همان سازمان‌هاي غيردولتي است.

اين تحقيق بر آن است، تا به علت اصلي شكل‌گيري تشكل‌هاي سياسي- اجتماعي زنان در استان مازندران با يك مطالعه‌ي ميداني در كنار يك كار تحقيقاتي بپردازد.

محقق، اين فرض اصلي را در نظر مي گيرد كه بالا بردن ميزان مشاركت سياسي زنان، علت اصلي شكل‌گيري تشكل‌هاي سياسي -  اجتماعي زنان در استان مازندران بوده است.

افزايش مشاركت سياسي زنان، در سايه‌ي توجه جهانيان به امر توسعه، به يكي از دغدغه‌هاي اصلي دولت ها تبديل مي‌گردد و بر اين اساس تشكل‌هاي زنان به‌عنوان يكي از ابزارهاي موفق در اين زمينه مورد توجه و حمايت قرار مي‌گيرد.

اين پايان‌‌نامه از 8 فصل، قسمتي تحت عنوان پيوست‌ها و كتابنامه تشكيل شده است.

فصل اول: كليات تحقيق مي‌باشد. فصل دوم مباني نظري و نيز مروري بر نوشتارهايي در زمينه‌ي مشاركت سياسي زنان مي‌باشد. فصل سوم به مشاركت سياسي زنان ( دراستان مازندران ) مي‌پردازد كه در اين فصل، از به تاريخ وضعيت سياسي- اجتماعي زنان در ايران نيز براي ورود به بحث اصلي استفاده شده است. فصل چهارم بررسي موانع موجود بر سر راه مشاركت سياسي زنان در استان را مورد توجه قرار مي‌دهد، فصل پنجم به تشكل‌هاي سياسي- اجتماعي زنان در استان مي‌پردازد. فصل ششم نيز به رابطه‌ي تشكل‌هاي سياسي- اجتماعي زنان در استان مازندران با افزايش مشاركت سياسي زنان مي‌پردازد. فصل هفتم نتيجه‌گيري و ارائه پيشنهادات است و فصل هشتم مربوط به جداول مي‌باشد.

نتايج استخراج از پرسشنامه و نظرسنجي در خصوص مشاركت سياسي كه توسط زنان استان مازندران پرشده نشان مي‌دهد كه 75% زنان خود را به عنوان يك شهروند از حقوق سياسي همانند مردان به لحاظ اختيارات قانوني و 76% نيز در حوزه عمل اجرا، برخوردار نمي دانند.

در خصوص موانع مشاركت سياسي زنان 27% زمينه هاي تاريخي و فرهنگي را مانع اساسي دانستند و 21% عرف جامعه و تعصبات نامعقول و نظام مردسالارانه را، 20% هم وظيفه مادري و همسويي را مانع مشاركت سياسي دانستند.

 

واژه هاي كليدي: تشكل هاي اجتماعي و سياسي زنان – موانع مشاركت سياسي – توسعه پايدار