"مقايسه راهبردهاي مقابله با فرسودگي و استرس شغلي پرستاران زن شاغل دربخش هاي ويژه و عادي بيمارستان هاي شهر تهران "

 

نام و نام خانوادگي دانشجو: حيدر بهزادي                پايان نامه: كارشناسي ارشد             رشته: مشاوره

دانشگاه: علامه طباطبايي(دانشكده روان شناسي وعلوم تربيتي) و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي

استاد راهنما: دكتر عبدالله شفيع آبادي

كد پايان نامه: 18-8503   MA                                    سال:1384-1383

 

چكيده:

در پژوهش حاضر به مقايسه راهبردهاي مقابله با فرسودگي و استرس شغلي پرستاران زن شاغل در بخش‌هاي ويژه و عادي بيمارستان‌هاي شهر تهران پرداخته شده است.

يكي از اهداف اصلي پژوهش، تعيين و مقايسه ميزان استرس و فرسودگي شغلي و راهبردهاي مقابله با آنها در بين پرستاران زن شاغل در بخش‌هاي ويژه و عادي بيمارستان‌هاي شهر تهران بود. نمونه مورد مطالعه در پژوهش حاضر، 120 نفر از پرستاران زن شاغل در بيمارستان‌هاي شهر تهران بودند كه 60 نفر از آنان از بخش‌هاي ويژه و 60 نفر ديگر از بخش‌هاي عادي به روش نمونه‌گيري خوشه‌اي چندمرحله‌اي انتخاب شدند. براي اندازه‌گيري راهبردهاي مقابله، از پرسشنامه‌ راهبردهاي مقابله‌اي راجر و همكاران (1993) و براي اندازه‌گيري فرسودگي شغلي از پرسشنامه فرسودگي شغلي مسلش و همكاران (1981) و براي اندازه‌گيري استرس شغلي از پرسشنامه‌ استرس شغلي فليپ ال رايس (1992) استفاده شده است. اطلاعات جمع‌آوري شده با استفاده از روش‌هاي آماري مناسب، مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. براي آزمون فرضيه‌هاي تحقيق از آزمون T، ضريب همبستگي پيرسون و تحليل رگرسيون استفاده شده است كه از چهارده فرضيه اين پژوهش، نه فرضيه تأييد و نتايج زير بدست آمد:

1- بين پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي و ويژه، در زمينه توانايي استفاده از راهبردهاي مقابله، تفاوت معناداري وجود دارد و پرستاران شاغل در بخش‌هاي ويژه از راهبردهاي مقابله‌اي بيشتري استفاده مي‌كنند (اين فرضيه در سطح 01/0 معنادار شد).

2- بين ميزان استرس شغلي پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي و ويژه تفاوت معناداري وجود دارد و پرستاران شاغل در بخش هاي ويژه، نسبت به پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي، از استرس شغلي بيشتري برخوردارند (اين فرض در سطح 05/0 معنادار شد).

3- پرستاراني كه از راهبرد شناختي مقابله استفاده مي‌كنند در مقايسه با پرستاراني كه از راهبرد هيجاني استفاده مي‌كنند، از تحليل عاطفي كمتري برخوردارند. هر چند هر دو راهبرد مقابله (شناختي و هيجاني) در كاهش دادن تحليل عاطفي مؤثرند، اما راهبرد شناختي مقابله به مراتب تأثير بيشتري بر كاهش احساس تحليل عاطفي داشت (اين فرضيه در سطح 01/0 معنادار شد).

4- پرستاراني كه از راهبرد هيجاني مقابله استفاده مي‌كنند در مقايسه با پرستاراني كه از راهبرد شناختي استفاده مي‌كنند، از استرس شغلي بالاتري برخوردارند. هر چند هر دو راهبرد مقابله (شناختي و هيجاني) در كاهش دادن استرس شغلي مؤثرند؛ اما به نظر مي‌رسد راهبرد شناختي مقابله، به مراتب در كاهش دادن استرس شغلي مؤثرتر است (اين فرضيه در سطح 01/0 معنادار شد).

5- در راهبرد انفصالي مقابله، بين پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي و ويژه تفاوت معناداري وجود دارد و پرستاران شاغل در بخش‌هاي ويژه نسبت به پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي از راهبرد انفصالي بيشتري استفاده مي‌كنند (اين فرض در سطح 05/0 معنادار شد).

6- پرستاران شاغل در بخش‌هاي ويژه كه از راهبرد هيجاني مقابله استفاده مي‌كنند، در مقايسه با پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي از استرس شغلي بيشتري برخوردارند. به عبارت ديگر پرستاران شاغل در بخش‌هاي ويژه به طور معناداري هم از راهبرد هيجاني بيشتري نسبت به پرستاران شاغل در بخش‌هاي عادي استفاده مي‌كنند و هم از استرس شغلي بالاتري برخوردارند.

7- بين راهبرد مقابله اجتنابي و احساس تحليل عاطفي در پرستاران (عادي و ويژه در مجموع) رابطه مستقيم وجود دارد و با افزايش استفاده از راهبرد مقابله اجتنابي در پرستاران، ميزان احساس تحليل عاطفي نيز در آنها افزايش مي‌يابد.

8- بين راهبرد مقابله انفصالي و استرس شغلي در پرستاران (عادي و ويژه در مجموع) رابطه مستقيم وجود دارد و با افزايش استفاده از راهبرد انفصالي مقابله در پرستاران، ميزان استرس شغلي آنها نيز افزايش مي‌يابد.

9- بين ميزان استرس شغلي و احساس تحليل عاطفي در پرستاران (عادي و ويژه در مجموع) رابطه مستقيم وجود دارد و با افزايش ميزان استرس شغلي در پرستاران، ميزان احساس تحليل عاطفي (از نظر فراواني، شدت و در كل) نيز افزايش مي‌يابد.

 

واژه هاي كليدي: فرسودگي شغلي – استرس شغلي – پرستار – راهبردهاي مقابله – بخش مراقبت هاي ويژه