"ارزيابي اثرات تعيين حداقل دستمزد بر اشتغال (سني و جنسي) در ايران، 1375-1350 "

 

نام و نام خانوادگي دانشجو: پيمان سعيدنيا      پايان نامه: كارشناسي ارشد       رشته: علوم اقتصادي

دانشگاه: بوعلي سينا (دانشكده ادبيات و علوم انساني گروه اقتصاد) و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي

استاد راهنما: دكتر سعيد عيسي زاده

كد پايان نامه:  6-8301  MA                                      سال :1382

 

چكيده:

ارزيابي اثرات تعيين حداقل دستمزد بر اشتغال گروه هاي سني وجنسي مختلف، موضوع اين رساله مي باشد. بدين منظور به دليل كمبود منابع در زمينه حداقل دستمزد در كشور، ابتدا جنبه هاي مختلف حداقل دستمزد و تجارب ساير كشورها در اين خصوص مورد بررسي قرار گرفته و سپس به ايران پرداخته ايم. در قسمت بعدي مطالعات تجربي صورت گرفته در ساير كشورها در خصوص برآورد اثرات حداقل دستمزد بر اشتغال بررسي و پس از آن اثر مربوطه درايران، مورد بررسي قرار گرفت. مدلها به شيوه سري هاي زماني با استفاده از نرم افزار هاي eviews3 و micro fit برآورد شده اند.

با توجه به بررسي جنبه هاي مختلف حداقل دستمزد (تاريخچه، ساز و كارهاي تعيين، اثرات احتمالي مربوطه و سياستهاي مكمل) در فصل دوم مي توان نتيجه گرفت كه در هر كشور با توجه به شرايط واوضاع سياسي -  اقتصادي آن شيوه تعيين حداقل دستمزد انتخاب مي شود و برخي كشورها جهت كاهش اثرات منفي احتمالي بر اشتغال شيوه هايي از قبيل تعيين حداقل دستمزد در سطح بخش هاي فعاليتي اقتصادي و يا جغرافيايي را به كار گرفته اند تا طبق توانايي پرداخت بنگاههاي مختلف حداقل مزدها تعيين شود و از طرف ديگر سياستهاي مكمل را به كار گرفته اند. همچنين ميزان و نحوه ارائه خدمات تأمين اجتماعي و سياستهاي حمايتي از عوامل مهم در شيوه تعيين و ميزان حداقل دستمزد است. در انتهاي فصل دوم كه به وضع حداقل دستمزد در ايران پرداخته شده، طبق بررسي صورت گرفته مشخص شد كه ميزان حداقل دستمزد نسبت به متوسط هزينه هاي خانوار و خط فقر پايين بوده كه شاهدي بر پايين بودن سطح زندگي دريافت كنندگان حداقل دستمزد و خانوارهاي آنها مي باشد. در فصل چهارم با توجه به بررسي مطالعات تجربي صورت گرفته و در ساير كشورها و داده هاي آماري در دسترس سه مدل جهت برآورد اثر حداقل دستمزد بر اشتغال گروه هاي سني و جنسي منتخب انتخاب شدند. با توجه به انتخاب شيوه جوهانسون در برآورد مدلهاي مربوطه مي توان گفت كه اثر مربوطه دركل بر اشتغال گروه هاي مذكور منفي است هر چند با توجه به اين كه داده هاي اشتغال به صورت برآوردي بوده و همچنين برخي بردارها اثرات مثبتي را نشان دادند، بايد با انتخاب حاصله با احتياط بيشتري برخورد نمود. اثر منفي به دست آمده به اين مفهوم است كه در واقع با بالا رفتن حداقل دستمزد هاي حقيقي در بلند مدت با توجه به پايين بودن تجربه و مهارت گروه هاي مربوطه به خصوص گروه 19-15 ساله، كمتر از نيروي كار آنها در بخش رسمي استفاده شده و نيروي كار ماهر بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد.

واژه هاي كليدي: حداقل دستمزد – اشتغال – گروه هاي سني و جنسي