|
"مقايسه ميزان خودكارآمدي كودكان كار
و كودكان عادي" نام و نام خانوادگي دانشجو: ندا يارايي پايان نامه: كارشناسي ارشد رشته: روانشناسي دانشگاه: الزهرا (دانشكده روانشناسي
و علوم تربيتي) و مؤسسه كار و تأمين
اجتماعي استاد
راهنما: دكتر طيبه زندي پور كد پايان نامه: 53 -8708 MA
سال: 1387 چکيده پژوهش حاضر تحت عنوان "مقايسه سطح
خودکارآمدي کودکان کار و کودکان عادي هم سال آنها" و با هدف شناسايي سطح
کلي خودکارآمدي کودکان و بررسي تفاوت خودکارآمدي دختران و پسران صورت گرفته است.
با توجه به اين که خودکارآمدي شامل سه بعد خود کارآمدي تحصيلي، اجتماعي و
خود-تنظيمي است، لذا يک فرضيه اصلي و سه فرضيه فرعي مطرح شد. روش
تحقيق حاضر علي-مقايسه اي(پس رويدادي) بوده و جامعه آماري شامل کليه کودکان کار
و کودکان عادي شهر تهران بودند. از اين جامعه تعداد 60 کودک کار 12 تا 15 ساله و
تعداد 60 کودک عادي هم سن آنها به روش نمونه گيري تصادفي ساده به عنوان نمونه
تحقيق انتخاب شدند. هر گروه شامل 30 دختر و30 پسر بود. به منظور اعمال حداکثر
کنترل متغيرهاي مزاحم، دو گروه از نظر موقعيت جغرافيايي محل سکونت، ميزان درآمد
خانواده، سطح يا طبقه اجتماعي و ميزان تحصيلات والدين همگن شدند. به منظور سنجش سطح خودکارآمدي، از مقياس احساس
خودکارآمدي کودکان(CPSE) که سه بعد خودکارآمدي را در هفت حوزه
عملکردي مي سنجد، استفاده شد. ضرايب پايايي مقياس مذکور براي کل مقياس(85/0)،
خودکارآمدي تحصيلي (84/0)، خودکارآمدي اجتماعي (83/0) و خود- تنظيمي(85/0) بود.
تجزيه و تحليل داده ها با استفاده از نرمافزارهاي آماري و در دو بخش توصيفي و
استنباطي انجام شد. فرضيه اصلي تحقيق رد شده اما سه فرضيه فرعي تحقيق حداقل در
سطح اطمينان 95 درصد مورد تاييد قرار گرفت. در مجموع نتايج نشان داد که سطح خودکارآمدي
تحصيلي کودکان عادي از کودکان کار بالاتر بوده ولي سطح خودکارآمدي اجتماعي و
خود-تنظيمي کودکان کار از کودکان عادي(بدون تجربه کار) بيشتر است. به طور کلي
سطح خودکارآمدي تحصيلي در دختران بيشتر از پسران بوده ولي در خودکارآمدي اجتماعي
و خود-تنظيمي، پسران عملکرد بهتري دارند. اثر تعاملي جنسيت در ميزان خودکارآمدي
کودکان کار و عادي نيز معني دار نبود. واژه
هاي كليدي: خودكارآمدي- كودكان كار- خودتنظيمي |