|
" بررسي حقوق و آزادي هاي
سنديكايي در ايران " نام
و نام خانوادگي دانشجو: سيد مهدي رضوي حاجي آقا پايان نامه: كارشناسي ارشد رشته: حقوق دانشگاه:
شهيد بهشتي (دانشكده حقوق)و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي استاد
راهنما: دكتر سيد محمد هاشمي كد پايان نامه: 8- 8303 MA سال:
1383 چكيده: آزادي
سنديكايي امروزه از جايگاه شناخته شدهاي در قوانين داخلي كشورهاي مختلف و اسناد
و معاهدات بينالمللي برخوردار است. ميزان اهميت برخورداري از آزادي تشكيل سازمانهاي
صنفي و سنديكايي، بستگي به ايفاي نقش اين نهادها در جهت اعتلاي شخصيت دارد. حق
تشكل صنفي اين امكان را براي انسانها فراهم ميآورد كه در موقعيتي تقريباً
برابر با طرف مقابل قرار گرفته و بر كيفيت كار و شئون مختلف زندگي خويش
تأثيرگذار باشند. عواملي كه ميتواند آزادي سنديكايي را تحت تأثير قرار دهد به
طور كلي يا از جانب دولت يا كارفرما و يا خود تشكيلات سنديكايي مي باشد. اين
تحقيق با رجوع به تاريخچه سيديكاها و تحول مفهوم آن در طول زمان، به بررسي وضعيت
سنديكاها در ايران مي پردازد. دريك جمع بندي كلي از يافته هاي طرح مي توان گفت
درايران با وجود به رسميت شناختن آزادي سنديكايي در قانون اساسي واقعيت عملي
حكايت از محدوديت دراجراي آن دارد. چرا كه از يك طرف حق برخورداري از تشكيلات
صنفي و سنديكاها درنظام حقوقي ما اصولاً درحوزه روابط كارگري و كارفرمائي به
معناي خاص كلمه (مشمولين قانون كار) قابل تعريف بوده و هيچ مبناي قانوني كه سند
جامعيت وشمول اين حق بر تمامي اقشار مزدبگير
جامعه ( اعم از كارگران، كارمندان، معلمان و ....) باشد وجود ندارد و از
طرف ديگر درهمين قلمرو محدود هم وجود پاره اي از مقرراتي كه مانع از تحقق كامل
اصل آزادي سنديكايي است از عواملي مي باشد كه عملكرد تشكلهاي صنفي موجود را تحت
تأثير قرارداده و در نهايت موجب نزول سطح قدرت و اثرگذاري تشكلهاي مزبور درعرصه
تحولات كارگري و كارفرمايي مي گردد. واژههاي
كليدي: حق تشكل- آزادي سنديكايي- معيارهاي بينالمللي
كار |