"بررسي اخلاق كار در ذوب آهن اصفهان "

 

نام و نام خانوادگي دانشجو:  بهنام كاويان          پايان نامه: كارشناسي ارشد              رشته: علوم اجتماعي

دانشگاه: تهران (دانشكده علوم اجتماعي)  و مؤسسه كار و تأمين اجتماعي

استاد راهنما: سعيد معيد فر

كد پايان نامه: 9-8304  MA                                       سال 1383

 

چكيده:

اخلاق كار مهمترين عامل فرهنگي در توسعه اقتصادي محسوب ميگردد. ضعف اخلاق كار در كشور و خصوصاً بخش دولتي، براي بسياري از مسئولين و مديران دغدغه انگيز است. ديدگاه انديشمندان ماركسيستي آن است كه ضعف اخلاق كار، نتيجه از خود بيگانگي نيروي كار در جوامع صنعتي است. چرا كه كار براي كارگر امري خارجي است و او در كار خويش ارضاء نمي شود. به نظر آنها صنعتي شدن جوامع باعث جايگزيني روابط ثانوي با روابط نخستين و در نتيجه كاهش دلبستگي به كارگرديده است. ساير انديشمندان به تأثير پيشينه تاريخي، ساختار سياسي، مذهب و عرف، براخلاق كار پرداخته اند. كار، يكي از نهادهاي اصلي نظام اقتصادي است و اگر نظام اقتصادي را يكي از چهار خرده نظام اساسي نظام اجتماعي محسوب نماييم، كار در كليه فرآيند هاي اجتماعي تأثير گذار و از ساير نهادهاي اجتماعي از جمله تعليم و تربيت تأثير پذير است. شيوه مديريت، تأثير به سزايي بر سازمان توليد و اخلاق كار دارد. روش‌هاي مطلوب به انگيزش افراد و افزايش اخلاق كار و بهره وري مي انجامد. ورود به دنياي صنعتي و مدرن نيازمند تغييرات بنيادي در ديدگاه‌هاي مديريت سنتي است. يكي از راهكارهاي تغيير در مديريت كلان، خصوصي‌سازي صنايع است. پيچيده شدن معاملات اقتصادي داخلي و جهاني، دولت ها را وادار نموده است تا به خصوصي‌سازي گرايش پيدا كنند. موضوع اصلي اين تحقيق بررسي تأثير فرايند خصوصي سازي بر اخلاق كار و ابعاد آن در كارخانه ذوب آهن اصفهان مي باشد. اين تحقيق با روش پيمايشي و استفاده از تكنيك پرسشنامه انجام گرديده و اخلاق كار و چهار بعد آن را در دو بخش خصوصي و دولتي مورد مقايسه قرار مي دهد. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد كه خصوصي سازي بر اخلاق پرسنل تأثيري ندارد اما بر دو مؤلفه اخلاق كار يعني دلبستگي وعلاقه به كار و نيز بر جديت و پشتكار افراد مؤثر است. متغيرهاي مهم تأثير گذار بر اخلاق كار ميزان تحصيلات، ميزان حقوق و سنوات خدمت افراد مي باشد. به‌نظر مي رسد توفيق در امر خصوصي سازي و افزايش اخلاق كار و بهره‌وري پرسنل نيازمند بستر سازيهاي فرهنگي  در اين زمينه است. نكته حائز اهميت آن است كه تغيير مديريت به تنهايي منجر به تغييرات اساسي نمي شود. علاوه بر آن ايجاد تغييرات بدون درنظر گرفتن ملاحظات فرهنگي به نتايج نامطلوبي مي انجامد. در مجموع مي توان گفت كه ايجاد تغييرات بايستي توأم با فراهم سازي بسترهاي فرهنگي صورت پذيرد.

واژه هاي كليدي: اخلاق كار – ذوب آهن اصفهان – توسعه فرهنگي – شيوه مديريت – خصوصي سازي صنايع