|
"بررسي نياز به پيشرفت در
كارآفرينان ( سازماني و فردي ) و غيركارآفرينان در صنايع شهر تهران" نام و نام خانوادگي دانشجو: مريم
صالحي پايان نامه: كارشناسي ارشد رشته: روانشناسي عمومي دانشگاه
الزهراء: دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي و مؤسسه كار
و تأمين اجتماعي استاد
راهنما: دكتر زهره خسروي كد پايان نامه: 10-8305 MA سال:
1383 چكيده: تغيير
و تحولات دنياي پرشتاب كنوني در عرصههاي علمي و فني و چالشهاي پي در پي نظامهاي
اقتصادي- اجتماعي، كاهش ذخاير زيرزميني و افزايش فقر و بيكاري، موجبات توجه عميقتر
سياستگذاران و انديشمندان به مفهوم
كارآفريني را فراهم نمود تا آنجا كه آخرين الگوي توسعه را توسعه مبتني بر
كارآفريني قلمداد كردهاند. كارآفريني
فرايند ابتكار و نوآوري و ايجاد كسب و كارهاي جديد در شرايط مخاطرهآميز از طريق
كشف فرصتها و بهرهگيري از منابع ميباشد. كارآفريني تبديل ايده نو به محصول يا
خدمات است كه از نتايج آن ميتوان به افزايش بهرهوري، ايجاد ثروت و اشتغالزايي
اشاره نمود. دخالت
عوامل متعدد سياسي- اقتصادي و اجتماعي- فرهنگي در فرايند كارآفريني و ويژگيهاي
شخصيتي خاص كارآفرينان از جمله موضوعاتي است كه توجه بسياري از محققان را به خود
جلب كرده است. نوآوري و خلاقيت، اعتماد به نفس، منبع كنترل دروني، ريسكپذيري،
استقلال طلبي و انگيزه پيشرفت، از مهمترين ويژگيهاي كارآفرينان است. بهويژه مك
كله لند ( 1961 ) بر ارتباط انگيزه پيشرفت، كارآفريني و توسعه تأكيد فراوان
دارد. در اين راستا پژوهش حاضر به بررسي مقايسهاي سطح انگيزه پيشرفت در سه گروه
كارآفرينان فردي، كارآفرينان سازماني و غير كارآفرينان پرداخته است. به همين
منظور 150 تن از مديران عامل شركتهاي صنعتي شهر تهران ( در هر گروه، 50 نفر )
به صورت تصادفي انتخاب شده و به پرسشنامه انگيزه پيشرفت باهارگاوا ( 1994 ) پاسخ
دادند. مقايسه
ميانگينهاي سه گروه بهوسيله تحليل واريانس يكراهه و آزمون تعقيبي شفه مورد
بررسي قرار گرفت و سطح تحصيلات سه گروه و نوع شغل پدر ( آزاد و يا دولتي ) توسط
مجذور خي تحليل شد. نتايج نشان دادند كه انگيزه پيشرفت كارآفرينان ( فردي و
سازماني ) بهصورت معنيداري بيش از گروه غير كارآفرين است و لذا فرضيه اول مبني
بر وجود تفاوت در سطح انگيزش پيشرفت كارآفرينان و غيركارآفرينان تأييد شد. علي رغم
وجود تفاوت بين دو گروه كارآفرين فردي و سازماني در سطح انگيزه پيشرفت، از آنجا
كه اين تفاوت معنيدار نبود فرضيه دوم پذيرفته نشد. مطابق
مجذور خي بدست آمده، تفاوت كارآفرينان و غيركارآفرينان از نظر سطح تحصيلات و نوع
شغل پدر معنيدار است. به دين معني كه سطح تحصيلات كارآفرينان بالاتر از غير
كارآفرينان است و پدر اغلب كارآفرينان بهصورت آزاد- و نه دولتي- شاغل هستند و
بدين ترتيب فرضيه سوم و چهارم تأييد شدند. واژههاي
كليدي: كارآفريني - كارآفرين فردي - كارآفرين سازماني- انگيزه پيشرفت |