دكتر علي  تك روستا

" بررسي وضعيت اشتغال در ايران  "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي سال 1376

ناظر علمي : دكتر رحيم ابوالحسني

كد طرح:1-7601-Eco

 

چكيده فارسي:

در عصر حاضر، بسياري از كشورهاي جهان با مشكل بزرگي به نام بيكاري دست به گريبانند كه عمدتاً ناشي از رشد جمعيت و ساختار غلط اقتصادي – اجتماعي حاكم بر آن جامعه مي­باشد، هدف اصلي اين طرح شناخت وضعيت اشتغال موجود در ايران و ارائه راهكارهاي مناسب است معهذا، شناخت وضعيت موجود نيروي انساني مستلزم انجام مطالعات بنيادي در اقتصاد جمعيت و روند توسعه است. لذا دسترسي به اطلاعات آماري قابل اعتماد، در زمينة كلية ويژگي­هاي نيروي انساني در سطح كشور بسيار اساسي است.

در اين راستا، دگرگوني­هاي جمعيتي، درچارچوب تغيير نظام اقتصادي – اجتماعي نگريسته شده و ابعاد مختلف مســـئله در طي اجراي برنامه­هاي خاص اقتصادي، اجتماعي مطالعه و آثار پيامدهاي هر يك مورد تجزيه و تحليل قرار مي­گيرد.

بنابراين براي گردآوري آمار و اطلاعات و ارائه تصوير دقيق از وضع موجود با توجه به محدوديت­هاي اوليه، از اطلاعات آماري مربوط به سال 1375، از انتشارات مركز آمار ايران، بانك مركزي و سازمان برنامه و بودجه استفاده شده است. نتايج بررسي­هاي اوليه، ساختار كلي جمعيت كشور را مشخص مي­سازد. سپس جايگاه نيروي انساني در بخشهاي مختلف اقتصاد مورد تجزيه و تحليل قرار مي­گيرد. بعلاوه ساختار جمعيت در مناطق مختلف شهري و روستايي مسأله فرصتهاي اشتغال، حركت جمعيت و جابجائي نيروي كار، چگونگي گسترش بازار كار در مناطق شهري و ابعاد بيكاري در مناطق مختلف شهري و روستايي بررسي و تحليل مي­شود.

مهمترين دستاورد اين بررسي عدم اشتغال بخش اعظم نيروي جوان كشور و ضرورت ايجاد زمينه­هاي شغلي مناسب براي آنها و ايجاد فعاليتهاي خوداشتغالي مخصوصاً در مناطق مهاجر فرست مي­باشد.

جالب توجه اينكه، بخش اعظم نيروي انساني را جوانان 10 تا 30 سال تشكيل مي­دهند كه به سبب عدم برخورداري از تسهيلات مالي ارزان، قادر به انجام فعاليتهاي مستقل نيستند.

لذا گسترش آموزشهاي مهارتي و افزايش تسهيلات مالي ارزان، رهگشاي اصلي توسعه فعاليت­هاي خوداشتغالي است.

بر اساس اطلاعات آماري موجود، از كل جمعيت ده سال به بالا در حدود دو – سوم غيرفعال محسوب شده­اند و از جمعيت غيرفعال نيز درصد بالايي مربوط به زنان فعال در روستا مي­باشد كه ضمن انجام فعاليتهاي خدماتي روزمره در فعاليت­هاي كشاورزي و دامداري نقش اساسي دارند. همچنين بخش مهمي از ارزش افزوده مربوط به صنايع دستي توسط آنها ايجاد مي­شود.

نكتة مهم ديگري كه در بطن بررسي مشخص گرديد، محدوديت امكان فعاليت نيروهاي متخصص در بخش­هاي مولد صنعت وكشاورزي است.