|
دكتر حسن طايي "تحليل تحولات و
برآورد عرضه نيروي كار تا سال 1383" مؤسسه كار و تأمين اجتماعي
سال 1378 ناظر علمي : دكتر حسن سبحاني كد
طرح:10-7803-Eco چكيده فارسي: شناخت ماهيت عرضه و تحولات آن
برحسب گروههاي سني زن و مرد و همچنين برآورد تابع عرضه نيروي كار طي سالهاي
1375-1345 و پيشبيني عرضه نيروي كار تا سال پاياني برنامه سوم (1383). بطور كلي اقتصاد كار، سيستمي
از روابط سازمان يافته است كه بر رفتار افراد هنگامي كه در نقش عرضه كننده يا
تقاضا كننده در بازار كار عمل ميكنند، متمركز ميشود. عرضه نيروي كار رابطه بين
مزد و تعداد نيروي كاري است كه كارگران مايل به ارائـــه آن هســــتند و
منحـــني يا تابع عرضه نيروي كار نشان دهندة حداقل دستمزدي است كه عرضه كنندگان
حاضرند در مقابل ارائه مقدار معيني از نيروي كار خود در يك دوره زماني دريافت
كنند. كل نيروي كار كه به بازار كار عرضه ميشود به عواملي مانند ميزان جمعيت،
جمعيت در سنين فعاليت، نرخ مشاركت، امكانات نظام آموزشي، ميزان دستمزد و حقوق،
درآمدهاي غيركاري، مسائل فرهنگي و... بستگي پيدا خواهد كرد. البته در باب عرضه
نيروي كار در بلندمدت الگوها و نظريههاي تخصصي زمان و موضوع خصوصيات اجتماعي –
اقتصادي خانوار نيز مطرح ميشود. برخي از نتايج به شرح ذيل مي
باشد: 1.
از بررسي كارهاي
پژوهشي و مطالعات ديگران دريافتيم كه اصولاً بررسي مقوله عرضه نيروي كار از
راهها، روشها و تكنيكهاي گوناگون امكانپذير است و تأثير متغيرهاي بسياري را ميتوان
برروي عرضه نيروي كار اندازهگيري كرد. با وجود كارهاي زيادي كه در اين زمينه
صورت گرفته، تنوع و كثرت متغيرها و روشهاي بكار گرفته شده، مانع از اين ميشود
كه از يك اتفاق نظري بين پژوهشگران سخني گفته شود. 2.
مقايسههاي بينالمللي
نشان داد كه عرضه نيروي كار تا اندازه بسيار زيادي تحت تأثير شاخصهاي جمعيتي
كشورها ميباشد. همچنين نرخ مشاركت در بازار كار – بعنوان يك شاخص تجمعي – در
طول زمان به كندي دچار تغيير و تحول ميگردد. بطوري كه ميتوان گفت براساس تجربه
تاريخي، نرخ مشاركت كل در طول يك سال حداكثر 5/0 واحد افزايش يا كاهش مييابد. 3.
مطالعات مربوط به
تحولات نرخ مشاركت در كشور نشان داد كه منحني نرخ مشاركت – گروهي سني مردان
شباهت بسيار زيادي به ساير كشورها دارد، ولي منحني نرخ مشاركت – گروه سني زنان
به هيچ وجه حالت طبيعي نداشته و اصولاً نرخ مشاركت آنان در بازار كار در مقايسه
با كشورهاي پيشرفته بسيار پايين است. 4.
در خصوص نرخ مشاركت
مردان براساس روند تحول آن در كشورهاي مورد مقايسه و كشور خود ميتوان گفت كه
مردان در سنين 60-25 سالگي داراي نرخ مشاركت بالاي 95 درصد هستند. 5.
تابع عرضه نيروي كار
مردان در مناطق شهري نسبت به درآمدهاي كاري همسران آنها حساس است، در صــورتي كه
در مناطق روستايي تابع نيروي كار مردان نسبت به حضور همسران آنها در بازار كار حساس
ميباشد. 6.
تابع نيروي بازار كار
زنان شهري نسبت به تعداد فرزندان و سن آنها حساس ميباشد، در صورتي كه تابع عرضة
نيروي كار زنان روستايي چنين حساسيتي ندارد. 7.
عرضه نيروي كار در
كشور ما در سال پاياني برنامه سوم بيش از 21 ميليون و كمتر از 22 ميليون خواهد
بود و اگر رقم 5/21 ميليون نفر را به عنوان تعداد عرضه نيروي كار احتمالي
بپذيريم، نرخ مشاركت مردان از 8/60 در سال 1375 به 4/65 درصد در سال 1383 و نرخ
مشاركت زنان از 1/9 به 8/11 درصد و نرخ مشاركت كل از 8/33 درصد به 9/38 درصد
افزايش مييابد پيشبيني شده است، نرخ مشاركت كل، زنان و مردان كه در طي 30 سال
گذشته همواره روند نزولي داشته است، در طي سالهاي آينده تغيير ساختاري پيداكرده
است و حالت افزايشي بخود خواهد گرفت. |