دكتر خديجه سفيري

"موانع و مشكلات اجتماعي و فرهنگي اشتغال زنان و پي­آمدهاي ناشي از آن "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي سال 1379

ناظر علمي : دكتر سعيد معيدفر

كد طرح: 19-7902 - Soc

 

چكيده فارسي:

اين تحقيق كه به روش توصيفي – تبييني انجام شده با طرح دو نوع فرضيه در سطح كلان و در سطح خرد به بررسي مسئله اشتغال زنان از درآمد بدست آمده در كل كشور، سهم زنان از نيروي كار بالاي 15 سال و نرخ فعاليت اقتصادي زنان به عنوان درصدي از نرخ مردان را به صورت سه متغير تأثيرگذار برتوسعة انساني مورد سنجش قرارداده است در سطح خرد نيز محقق به تأثير موانع فرهنگي – اجتماعي و سازماني بر اشتغال زنان و شناخت تأثيرات فردي و خانوادگي – اجتماعي اشتغال زنان مي­پردازد.

براي سنجش فرضية كلان، مطالعات اسنادي انجام گرفت و تعداد 40 كشور به ترتيب 10 كشور صنعتي، 10 كشور با ميزان توسعة انساني بالا، 10 كشور با ميزان توسعه انساني متوسط و 10 كشور با ميزان توسعة انساني پايين از آمار بين­المللي سال 1998 مورد بررسي قرار گرفت. نتايج اين بررسي نشان داد كه تنها درصد بالاي اشتغال زنان بر توسعه انساني تأثيرگذار نيست، آنچه كه از اهميت بسيار برخوردار است، اشتغال زنان در مشاغلِ با كيفيت بالاست ك اگر كشورها بدان توجهي نكنند، رشد توسعة انساني از نتايج مطلوبي برخوردار نخواهد بود همانطور كه مي­دانيد در كشورهاي كم توسعه يافته ما شاهد تجمع زنان در مشاغل سطوح پايين هستيم، بنابراين براي برنامه­ريزي رشد توسعه انساني كشورها، بايد در زمينه فعاليت اقتصادي زنان در سطوح بالاي شغلي سرمايه­گذاري كنند.

براي سنجش فرضيات خرد، پس از مصاحبه و مشاهدة اوليه، محقق بر طرح پرسشنامه­اي مي­پردازد كه در آن موانع اشتغال زنان به 3 بخش اجتماعي سازماني و فرهنگي تقسيم مي­شود. عدم تخصص زنان به تخصصهاي بالا به عنوان مهمترين مانع اجتماعي در اشتغال زنان مشخص شد. حضور فيزيكي در محل كار و ساعات كار به عنوان مهمترين موانع سازماني مشخص شدند كه پيشنهاد محقق براي رفع اين مانع، تأسيس تعاوني­ها براي كارزنان در محله، استخدام پاره­وقت زنان و طرح خوداشتغالي زنان است. به اين ترتيب زنان مي­توانند با زماني كه خود تنظيم مي­كنند به فعاليت اقتصادي بپردازند رضايت همسر و مشكل تركيب نقشهاي مادري – همسري با كار خارج ( بيرون ) از خانه به عنوان متغيرهاي مهم فرهنگي مؤثر در اشتغال زنان مشخص شدند.

در ادامة تحقيق مشخص شد كه زنان شاغل از اعتماد به نفس بيشتري نسبت به زنان خانه­دار برخوردارند ليكن هر دو گروه خانه­دار و شاغل خود را از انجام وظايف مختلف خسته احساس مي­كنند و هر گروه وضعيت گروه ديگر را بهتر ارزيابي مي­كند زنان خانه­دار بيشتر از شاغلها با همسرانشان مشورت مي­كنند زنان شاغل قدرت تصميم­گيري بيشتري را در خانه دارند و بيشتركارها را با برنامه­ريزي انجام مي­دهند اما آنچه كه اهميت زيادي دارد اين مطلب است كه هر دو گروه شاغل و خانه­دار خود را در وهلة اول در نقش همسر – مادر مي­بينند، لذا پيشنهاد محقق اين است كه دولت براي اشتغال زنان شرايط مناسبي فراهم آورد، آسودگي آنها لحاظ گردد تا بتوانند بهتر به وظايف خود بپردازند.