دکتر اسدالله فرزین وش

" برآورد نيروي كار در حد اشتغال كامل منابع توليد در ايران "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي سال 1379

ناظر علمي : دكتر منصور خليلي عراقي

كد طرح: 28- 7911- Eco

 

چكيده فارسي:

بازار كار يكي از بازارهاي واقعي در اقتصاد است. عدم تعادلهاي ايجاد شده در اين بازار مي­تواند به سهولت به ساير بازارهاي اقتصادي سرايت كرده و موجبات بروز اختلال­هايي را در اقتصاد فراهم آورد. برآورد عرضه نيروي كار بالقوه مي­تواند به مثابه ميزان استفاده كارآ از اين عامل مهم در فرآيند توليد ارزيابي شود. به عبارت بهتر با دانستن ميزان عرضه بالقوه نيروي كار و مقايسه آن با تقاضاي بالقوه و نيز تقاضاي بالفعل، چشم انداز مناسبي از وضيت اشتغال در كشور چه در بعد عرضه و چه در بعد تقاضاي نيروي كار به دست مي­آيد.

هدف از اين پژوهش برآورد عرضه بالقوه نيروي كار است. بي­شك در شكل­گيري و عرضه نيروي كار در هر كشور، علل و عوامل متعددي دخيل مي­باشند. اما اين نيز روشن است كه تأثير هيچ يك از عوامل به اندازه دو عامل جمعيت و اقتصاد نيست . به عبارت بهتر، تغييرات جمعيت و اقتصاد داراي آثار غيرقابل انكاري در توضيح تغييرات عرضه نيروي كار در هر اقتصادي هستند.

براين اساس برآورد عرضه نيروي كار معمولاً بر مؤلفه­هايي همچون جمعيت، آموزش و غيره استوار مي­گردد، كه نسبت به متغيرهاي اقتصادي معمولي­تر بوده و با ضريب اعتماد بالايي قابل پيش­بيني و اندازه­گيري مي­باشند.

در اين بررسي الگوي تخمين عرضه كار براساس روش ILO يعني تكيه بر نرخ­هاي مشاركت اقتصادي جمعيت در گروههاي مختلف سني و جنسي است. به طوري كه چهار گروه سني به تفكيك جنسيت زن و مرد در نظر گرفته شده و نيروي كار بالقوه براي هريك از گروههاي سني به تفكيك به دست مي­آيد. براساس مدل پيشنهادي در اين طرح، عرضه نيروي كار بالقوه تابعي از متغيرهاي همچون جمعيت شهري، نرخ مشاركت نيروي كار و نرخ بيكاري مي­باشد و اينكه نرخ مشاركت بالقوه به مراتب بيشتر از نرخ مشاركت بالفعل مي­باشد و لذا وجود مسئله بيكاري تأييد مي­گردد.