|
دكتر مريم نجار
نهاوندي " عوامل مؤثر در
اختلافات کارگری و کارفرمایی " مؤسسه كار و تأمين اجتماعي
سال 1377 ناظر علمي :دکتر عزت ا...
عراقی كد
طرح:3-7702-LAW چكيده فارسي: این بررسی که به پیشنهاد
وزیرکارواموراجتماعی وقت با توجه به مشکلاتی که در ادارات
کارگاههای سطح کشور در سال 74 مطرح بوده، انجام گردید. و قرار شد که
از کارشناسان با سابقه ادارات کارواموراجتماعی کشور اطلاعات جامعی
جمعآوری شود لذا جامعه نمونه از اين استانهای مهم و با
اهمیت به لحاظ تعداد مراجعین، حجم بالای اختلافات و تعداد
مراکز صنعتی و کارگری تعیین گردید. و هدف اصلی آن شناخت
اختلافات کارگری و کارفرمایی و شناسائی عوامل مؤثر بر
آن به بیان کارشناسان مراجع حل اختلاف کشور است. این بررسی
اولین کار میدانی (survey research) در این زمینه بوده لذا نمیتوانیم
واژه فرضیات را به کار بریم به هر جهت تأثیر
متغیرهای مستقل ذیل بر اختلافات کارگری و
کارفرمایی بعنوان متغیر وابسته مورد تحقیق قرار گرفت. 1 – نوع فعالیت شغل. 2 – تعطیلی
کارگاه بطور عمدی ( انتقال، فروش و اجاره کارگاه ). 3 – تعطیلی
کارگاه به طور غیرعمدی ( حوادث طبیعی، غیرمترقبه
قهریه که خارج از اراده طرفین است ). 4 –
ویژگیهای روانی اجتماعی کارگر ( نداشتن صلاحیت
اخلاقی، عدم کارایی لازم، بی انضباطی و قصور، عدم
دلبستگی به کار، عدم توان روحیه همکاری با دیگران....
). 5 – عدم اطلاع طرفین از
قانون کار. روش : در این تحقیق
از تکنیک پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری مورد مطالعه،
کارشناسان با سابقه (85 درصد این کارشناسان دارای بیش از 5
سال سابقه کار بودند ) هیأت تشخیص و مراجع حل اختلاف بودند که
کلیه پروندههای دادخواستی در ادارت کارواموراجتماعی را
بررسی مینمایند. استانهای نمونه:
اصفهان، آذربایجان ، یزد، گیلان، کرمان، اراک، مازندران،
خوزستان، تهران نتیجه این
بررسی نشان میدهد که متغیر سن، جنس، سابقه، تحصیلات،
سمت در افراد نمونه نمیتواند بیانگر اختلافی درآراءِ
نظریات آنها باشد بعبارت دیگر نوعی هماهنگی و
یکسانی در نظرات آنها مشهود است. توزیع کارشناسان بر حسب
رشته تحصیلی نشانگر این مسئله است که کارشناسان ادارات و
اموراجتماعی عموماً در رشته تحصیلی خویش مشغول به کار
هستند. بیشترین مراجعات
به ادارات کارواموراجتماعی از سوی کارگران است که این نکته
میتواند زنگ خطری برای کارفرمایان باشد که به موقع و
در مواردی جوابگوی حقوقی و قانونی کارگران نیستند
و ثانیاً کارگران در اثــر بیاطلاعی از قانون، دسترسی
به حقوق قانونــی را با ضعفها و ناتوانیهای فردی و شغلی خویش همراه میکنند
و مشکلات عدیدهای را برای کارگاه ایجاد میکـنند
ضمناً موارد شکایت کارگران نشان میدهد که کارفرمایان،
کارگران را به نوعی از کار خویش بیکار کردهاند و یا
قراردادهای موقت با آنها بستهاند که بتوانند درکوتاهمدت آنها را اخراج
نمایند لذا « برگشت به کار » و «مزاياي ناشي از اخراج » دو مورد مهم از
موارد دهگانه شکایت کارگران را تشکیل میدهد. به زعم پاسخگویان در «
مشاغل خدماتی » بیشترین اختلافات وجود دارد میتوان گفت
تعداد زیاد اختلافات در این نوع مشاغل احتمالاً با سطح سواد و
تخصص آنان در ارتباط است. « فروش کارگاه » و «
تعویض کارفرما» از اولویتهای بالاتری نسبت به
دیگر موارد در تعطیلی کارگاه مؤثر است. حوادث غیرمترقبه از
عوامل مهم دیگری است که در تعطیلی کارگاه نقش دارد که
حمایت دولت بنوعی از بیکاری کارگران
جلوگیری میکند. «
بیانضباطی و قصور » و « عدم دلبستگی به کار » و « عدم
روحیه همکاری » از عوامل با اهمیتی هستند که توسط
پاسخگویان بر آنها تأکید شده است. عدم آگاهی از قانون کار در
کارگران و کارفرمایان و اختلاف نظر شوراها با مدیریت در جامعه
کارگری از موارد دیگر اختلافات در این مجامع هستند که در هر
زمینه باید روشها و سیاستهای خاصی اتخاد گردد. |