|
دکترسيد محمود
حسینی " تأثير اجراي
استراتژيهاي انقباضي بر عملكرد شركتهاي سازمان صنايع ملي ايران " مؤسسه كار و تأمين اجتماعي
سال 1381 ناظر علمي : دكتر قاسم انصاري
كد
طرح: 47-8106-Man چكيده فارسي: پديده خصوصيسازي و واگذاري
فعاليتهاي تصديگري دولت به بخش خصوصي ويا حاكميت سازوكارهاي بازار بر رفتار
مؤسسات دولتي امري اجتنابناپذير تلقي ميگردد، اما اين واگذاري نيازمند شرايط و
مقدماتي است كه اصلاح ساختار و سودآور نمودن شركتهاي دولتي از مهمترين آنها است.
اين پژوهش نيز با تأكيد بر استراتژيهاي اصــلاح ساختار در سطح شركتها به
ارزيابي راهكارهاي مديران شركتهاي دولتي براي اصلاح و بازسازي شركتها جهت
آماده كردن آنها براي واگذاري به بخش خصوصي پرداخته و به اين سؤال مهم پاسخ ميدهد
كه : - چه راهكارهايي براي سودآور نمودن شركتها در سازمان صنايع
ملي كاربرد وسيع داشته است و موفقيت هر كدام از راهكارها تا چه اندازه بوده است
؟ بر مبناي سؤال فوق فرضيات
مختلفي طراحي و تدوين شده است كه محققان بر مبناي اطلاعات بدست آمده از پرسشنامه
و ارزيابي صورت حسابهاي مالي شركتها مورد بررسي به آزمون آنها پرداخته و نتايج
زير را بدست آوردهاند : 1.
مديران در مجموع
استراتژي انقباضي را بر ساير استراتژيها ترجيح دادهاند اما اين انتخاب توأم با
انتخاب استراتژي توسعه بازار بوده است . 2.
فرضيه اصلي تحقيق كه
تأكيد بر تغييرات راديكال دارد مورد تأئيد مديران قرار نگرفته است و آنها
تغييرات تدريجي را بر تغييرات راديكال ترجيح دادهاند. 3.
تفاوت عملكرد شركتهايي
كه از استراتژيهاي كاهش دارائيهاي غير مولد استفاده كردهاند نسبت به شركتهايي
كه از استراتژيهاي كاهش هزينه نيروي انساني استفاده كردهاند تفاوتي معنادار
بوده است. 4.
محقق بر اين باور بود
كه ورود مديران جديد از خارج و تغيير مديران كليدي بر عملكرد شركتها بسيار
تأثيرگذار خواهد بود اما اين نظر مورد تأئيد مديران قرار نگرفت. 5.
شركتهايي كه از
استراتژي افزايش درآمد استفاده كردهاند نسبت به شركتهايي كه از استراتژي تعديل
نيروي انساني استفاده نمودهاند عملكرد موفقتري دارند. 6.
واگذاري فعاليتها به
پيمانكاران و تأثير آن بر عملكرد شركت و مقايسه اين راهكار با راهكار تعديل
نيروي انساني بيانگر آن است كه راهكار خصوصيسازي ارجحتر ميباشد. بنابراين ميتوان به اين
نتيجه مهم رسيد كه از نظر مديران شركتهاي سازمان صنايع ملي : "استراتژي تعديل نيروي
انساني نسبت به استراتژيهاي خصوصيسازي، كاهش دارائيهاي غيرمولد و افزايش درآمد
تأثير كمتري بر عملكرد شركتها داشته است. همچنين مديران مذكور استراتژيهاي تغييرات
راديكال و تدريجي را با هم انتخاب كرده و يكي را بر ديگري ترجيح ندادهاند. |