دکتر مرتضی سامتی

"سياستهاي اقتصادي به منظور نيل به اشتغال كامل  "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي 1382

ناظر علمي : دكتر اسدالله فرزين وش

كد طرح:52-8202-Eco

 

چكيده فارسي:

در شرايطي كه ساختارهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي داراي مشكلات زيربنايي، مفهومي و تعريفي است، مشكل بيكاري با اعمال يك سياست اقتصادي خاص قابل رفع نيست. در اين صورت شرايطي كه در آن بحران بيكاري حاصل گشته است، به عوامل بي­شماري مربتط مي­شود و حل آن نيز نيازمند راه­حل­هاي همه­جانبه است.

بحران بيكاري در كشورها و طبعتاً در سطح منطقه­اي داراي مختصات ساده­اي نيست كه بتوان با اعمال سياست­هاي محدود آن را برطرف نمود. لذا لازم به نظر مي­رسد ابتدا مختصات اين نوع بيكاري شناخته و ارزيابي شود.

قبل از وقوع انقلاب اسلامي در بازار كار كشور در برخي مواقع شكاف­هاي سطحي در عرضه و تقاضاي نيروي كار به وجود مي­آمد كه با اعمال سياستهاي اقتصادي در خور، قابل رفع بود، ليكن بعد از انقلاب اسلامي زمينه­هاي ايجاد شكاف عميق در بازار كار به وجود آمد كه هر دو سمت عرضه و تقاضاي نيروي كار را تحت الشعاع قرارداد. از جانب تقاضا براي نيروي كار مي­توان به خارج شدن بعضي از كارفرمايان از كشور، همچنين سرمايه­هاي آنها از يك طرف و سپردن واحدهاي توليدي مصادره شده به افراد غيرمتخصص از طرف ديگر و همچنين وقوع جنگ تحميلي و آثار مخرب آن بر تجهيزات زيربنايي كشور اشاره كرد مسائل اجتماعي از قبيل نگرش­هاي منفي نسبت به صاحبان سرمايه و سرمايه­گذاران و مصادره گاه به گاه اموال آنها اين بينش را در كشور به وجود آورد كه كشور ايران محـــل مناسـبي براي سرمايه­گذاري نيست و لذا كارآفرينان در كشور، رفته رفته به آن سوي مرزها گرايش بيشتري پيدا كردند. لاينحل ماندن شاخص­هاي سياست خارجي كشور كه تنظيم كننده روابط بين تاجرين در سطح مسائل اقتصاد بين­الملل است نيز خود مقوله­اي است كه اين روند را شدت بخشيد. به اين دسته از مشكلات سياست­هاي نادرست پولي و اعتباري و ارزي داخلي كه بسياري از موارد نه تنها كمكي به افزايش تقاضا براي نيروي كار نكرد، بلكه به طور كلي موجب ضايع شدن منابع مذكور شد را مي­توان اضافه نمود.

از طرف ديگر معطل ماندن آموزش عالي در كشور در زمان تعطيلي دانشگاهها نيز خود مقوله­اي است كه تأثير قابل توجه بر سطح تخصصي نيروي كار و در نهايت بهره­وري آن دارد.

از بعد عرضه نيروي كار نيز سياست­هاي تشويقي اعمال شده، رفته رفته باعث نرخ رشد جمعيت كشور ظرف مدت كوتاهي به دو برابر افزايش يابد و در عين حال هيچ تلاشي براي ايجاد تجهيزات مرتبط براي استفاده مطلوب از جمعيت مذكور صورت نگرفته يا كافي نبوده است.

بنابراين كاهش تقاضاي نيروي كار به دلايل مختلف ذكر شده و تشويق رشد عرضه نيروي كار مسأله­اي است كه آثار آن تحت عنوان بحران بيكاري در كشور در سال­هاي اخير پديدار گشته و رفته رفته رو به توليد است بنابراين مي­توان نتيجه گرفت كه بحران بيكاري امروز در كشور، داراي ابعاد مختلفي است كه ارائه هر گونه دستورالعمل يا دستورالعمل­هايي بايد با توجه به ابعاد مذكور باشد.

به هر حال روش كار در اين پروژه بدين صورت بوده است كه ابتدا بايد ابعاد مرتبط با مسأله اشتغال و اشتغالزايي را شناخت صورت كلي اين ابعاد در غالب موارد زير در نظر گرفته شده :

1 – جنبه­هاي نظري مرتبط با اشتغال و بيكاري

2 – جنبه­هاي تجربي مرتبط با اشتغال و بيكاري

منظور اصلي از طرح بند اول، شناخت عوامل مرتبط با پديده­ اشتغال و بيكاري در ادبيات اقتصاد كلان است. چيزي كه در طول تاريخ نظامند شده و به صورت قانون درآمده است. البته سعي شده است در اين قسمت تنها روابط بين پديده اشتغال با ساير پديده­هااز ديدگاه­هاي مختلف تئوريك مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد و از آوردن فرمول­ها و تجزيه و تحليل فصل كه اغلب در كتب اقتصاد كلان وجود دارد، پرهيز شده است.

در ارتباط با بند دوم،  هدف آن بوده است كه با توجه به اين كه در اغلب كشورهاي جهان بيكاري به وجود آمده و تجربياتي براي حل آن وجود دارد، از ديدگاه تجربي نيز پديده­هاي مرتبط با اشتغال و بيكاري مورد ارزيابي قرار گيرد. در اين قسمت خودداري گرديده است. ولي در گزارش مربوطه، به تفصيل آمده است و در نهايت سياست­هايي كه بتواند به نحوي به اشتغالزايي در كشور كمك كند، در پايان گزارش مورد ارزيابي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است.