دكتر محمود ساعتچي

" عوامل درون سازماني مرتبط با فرسودگي شغلي در كارگران نساجي تهران "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي سال 1382

ناظر علمي : دكتر حسين شكركن

كد طرح: 60-8210-PSY

 

چكيده فارسي:

به منظور بررسي نقش عوامل درون سازماني در فرسودگي شغلي و همچنين ؛ (1) كسب آگاهي  بينش نسبت به ميزان شيوع فرسودگي شغلي در بين كارگران نساجي كارخانة مورد مطالعه، (2) روشن ساختن نقش عوامل درون سازماني ( اصلي و مكمل ) برميزان فرسودگي شغلي كارگران، (3) غني­تر ساختن ادبيات پژوهشي در زمينة فرسودگي شغلي؛ به ويژه درصنايع نساجي، از جمله روشن شدن نقش عواملي چون ماشين­آلات قديمي و جديد، ميزان حقوق و دستمزد، تعداد فرزندان و سن كارگران برفرسودگي شغلي و (4) كمك به نظريه­هاي مربوط به ؛ فرسودگي شغلي ، عوامل درون سازماني و شناخت سازه­هاي تشكيل دهندة هريك از آنها، موضوع پژوهش حاضر « عوامل درون سازماني مرتبط با فرسودگي شغلي كارگران نساجي در تهران » انتخاب گرديد. جامعة آماري پژوهش حاضر را تمام كارگران مرد كارخانه­هاي صنايع نساجي شاغل در سال 1381 در تهران، تشكيل داده است. به منظور بدست آوردن يك نمونة معرف ازجامعه كارگران شاغل در كارخانه­هاي نساجي، كارخانه ممتاز كه يكي از بزرگترين كارخانه­هاي نساجي كشور است جهت انجام پژوهش، انتخاب گرديد. در اين كارخانه تنوعي از دستگاههاي قديمي و جديد در خط توليد قرار دارد و اساس اين نمونه بر مبناي قضاوت صاحب نظران در امور نساجي بوده است. از جامعه كارگران كارخانه ممتاز، تعداد 306 كارگر به صورت تصادفي از بين چارچوب نمونه برداري (فهرست اسامي افراد ) كه در ساختمان اداري اين كارخانه موجود است، انتخاب شد. به كمك اعتباريابي  رواسازي پرسشنامه­هاي محقق ساخته كه براساس نظريه­هاي فرسودگي شغلي و عوامل درون سازماني مرتبط با نظريه چند عاملي بهره­وري ( ساعتچي، 1380 )، تدوين گرديده، شواهد حاكي از آنست كه ؛ (1) پرسشنامة سنجش فرسودگي شغلي برروي كارگران، از اعتبار كافي برخوردار مي­باشد ( 9039 ü = a )؛ (2) پرسشنامة سنجش عوامل درون سازماني 30 سوالي ، از هماهنگي دروني كافي برخودار است (889/0 = a ) ؛ (3) پرسشنامة سنجش ميزان فرسودگي شغلي كارگران براساس شش عامل يعني افسردگي، بيماريهاي روان­تني، احساس خستگي و پوچي، احساس گناه و وسواس، احساس ناهمدلي و بي علاقگي به كار، استوار مي­باشد؛ (4) محتواي پرسشنامة سنجش عوامل درون سازماني، از عواملي چون : بي­توجهي نسبت به روابط بين فردي و بالندگي كاركنان، ناكارآمدي اثربخش در به كارگيري منابع انساني، مشكلات ارتباطي بين فردي و تعارض بين كاركنان و همچنين سطح پايين احساس امنيت شغلــــي و روانـــي، تشكيل شده است. به طور كلي، پرسشنامه حاضر با نظريه چند عاملي بهره­وري و مناباماس ( ساعتچي، 1379)  هماهنگ است؛ (5) بين عوامل چهارگانه درون سازماني (بي توجهي نسبت به كاركنان، عدم مديريت اثربخش ، مشكلات بين فردي و عدم امنيت شغلي ورواني ) و عوامل ششگانه فرسودگي شغلي ( ميزان افسردگي، روان­تني، احساس خستگي و پوچي، احساس گناه و وسواس، احساس ناهمدلي و بي علاقگي به كار ) ، رابطه وجود دارد؛ (6) از بين همة عوامل، عدم امنيت شغلي و رواني با ميزان افسردگي كارگران، از عوامل ديگري بيشتر رابطه داشته است. بعد از آن، مشكلات بين فردي است كه با احساس گناه و وسواس كاركنان، رابطةاي در حد زياد دارد؛ (7) در كارگران، بين سطح و درآمد و ميزان افسردگي آنها، رابطة معكوس وجود دارد؛ (8) دركارگران، بين سطح درآمد و ميزان ناهمدلي در آنها رابطة معكوس وجود دارد، (9) در كارگران، بين سطح درآمد آنها و ميزان احساس گناه و وسواس، رابطه معكوس وجود دارد. به عبارت ديگر، تمام عوامل درون سازماني، بيش از همه با افسردگي رابطه دارند. اين واقعيت در تأييد رويكرد روانشناختي – اجتماعي (مزلچ ، 1982) ، رويكرد تعاملي چرنيس 1980 ، مدل كاپنرو همكارانش 1993 ، ( به نقل از پاكي ، 1380 ) و مدل درماندگي آموخته شدة سليگمن است.