|
بهزاد
رمضاني " كاربرد نظريه رهبري
موقعيتي در صنايع استان تهران " مؤسسه كار و تأمين اجتماعي
سال 1382 ناظر علمي : دكتر مهدي درويش كد
طرح: 71-8221-PSY چكيده فارسي: نتايج بسياري از تحقيقات در
سازمانهاي بزرگ و سازمانهاي چند مليتي نشان دهندة اهميت نقش رهبري در موفقيت
يا عدم موفقيت آنهاست. پيتر دراكر اهميت اين عامل را به اندازهاي مؤثر ميداند
كه وجود رهبران اثربخش را به عنوان يكي از منابع مهم در توسعهيافتگي كشورهاي
پيشرو و عاملي كمياب در كشورهاي ديگر ميداند. رهبر مسئول توجه به تمام
متغيرهاي محيطي از قبيل جو حاكم و موقعيت اضطرار است. ولي آنچه كه مي توان از آن
به عنوان متغير كليدي نام برد عبارت است از معلومات، مهارت و تجربه زيردستان
ازيكسو و اعتماد به نفس، تعهد و انگيزه آنها در انجام وظايف محوله نيز از سوي
ديگر. در اين تحقيق نيز انتخاب
الگوي حاضر به عنوان الگويي كه مي تواند بسيار جامع و كامل باشد مد نظر قرار
گرفته است. تحقيقات انجام گرفته در زمينه
رهبري نتايج متنوعي را در رابطه با رويكردهاي مختلف داشته است. اين تحقيق با
استفاد از يكي از الگوهاي رهبري اقتضايي تحت عنوان الگوي رهبري موقعيتي (SLM) كه به وسيلة پل هرسي و
كنت بلانچارد (1961 ، 1982، 2001 ) ارائه گرديد به ارزيابي مديران صنايع استان
تهران در سطوح عالي، مياني و خط در رابطه با سه متغير اصلي اثربخشي، انعطافپذيري
و سبك غالب مبادرت مينمايد. اين تحقيق كه با استفاده از
پرسشنامه (self) LEAD انجام گرديد به بررسي
برداشت مديران از متغيرهاي اصلي اين تحقيق ميپردازد. متغيرات غيروابسته در اين
تحقيق شامل سن،سابقه، سابقه مديريت، تحصيلات، سطح مديريت و كار در بخش صف و ستاد
ميگردد. نتايج اين تحقيق نشانگر ضعف
در اثربخشي مديران در بكارگيري از سبكهاي مختلف رهبري است به صورتي كه فقط 30
درصد از مديران از اثربخشي ميانه و 70 درصد از مديران غيراثربخشي ارزيابي شدند. در رابطه با انعطاف پذيري نيز
همانطور كه در نتايج مشخص است 95/55 درصد از مديران داراي انعطاف پذيري در حد سه
سبك رهبري بوده و تنها 11/1 درصد توانايي استفاده از هر چهار سبك رهبري را دارا
بودند. درجريان اين تحقيق، با وجود
تمام محدوديت هاي موجود تعداد 90 نفر از مديران از سطوح مختلف مورد بررسي قرار
گرفتند كه به احتمال زياد مي تواند نمونه اي قابل اتكاء باشد. |