دكتر علي اكبر قلي زاده

" اشتغال­زايي مسكن "

مؤسسه كار و تأمين اجتماعي سال 1382

ناظر علمي : دكترغلامعلي فرجادي

كد طرح : 72-8222-ECO

 

چكيده فارسي:

اشتغالزايي مسكن به معناي آن است كه سياست­ها و راهكارهاي اجرايي تعداد كلان شاغلان در بخش مسكن را افزايش دهد. بطور كلي تعداد شاغلان در بخش مسكن از دو راه افزايش مي­يابد. يكي از طريق افزايش توليد مسكن و ديگري از طريق تغيير ساختار توليد ويا انتخاب فناوري مناسب توليد. علاوه بر آن اشتغالزايي مسكن مي­تواند بطور مستقيم يا غيرمستقيم ايجاد شود.

ساخت و ساز مسكن داراي توانايي بالقوه براي تقويت توليد داخلي و سرعت بخشيدن به رشد اقتصادي است. زيرا اين بخش ماهيتاً كاربر (Lobor Intensive) بوده و ضمن اتكاي گسترده بر نهاده­هاي داخلي، تقاضاي وسيع براي طيف گسترده­اي از كالاها، خدمات، از طريق حلقه­هاي پيشين و پسين (Backward andforward linkages) ايجاد مي­نمايد. برخي مطالعات انجام شده از جمله توسط بهالا و ادموند در سال 1983، نشان مي­دهد در كشورهاي در حال توسعه برخلاف نيازهاي اجتماعي و اقتصادي، بطور نسبي تأكيد بيشتري بر روش­هاي سرمايه بر صورت مي­گيرد. و در نتيجه جمعيت شاغل در بخش ساختمان در اين كشورها به كمتر از يك پنجم كشورهاي صنعتي بالغ مي­شود. علاوه بر آن سهم سرمايه­گذاري در بخش ساختمان كمتر است و بطور نسبي بيشترين سهم واردات به بخش ساختمان تعلق مي­گيرد. در اينصورت حلقه­هاي پسين كمتري با ساير بخش­هاي اقتصادي برقرار خواهد شد.

ويژگيهاي اساسي اقتصاد مسكن در ايران عبارتند از : 1. تأمين يكي از نيازهاي اساسي شهروندان با توجه به كمبود قابل توجه و تقاضاي بالقوه گسترده براي آن در سطح كشور 2. قدرت اشتغالزايي زياد مسكن در ميان فعاليتهاي بخش خصوصي با عنايت به ثابت بودن فناوري ساخت و تداوم وضعيت موجود 3. ارتباط وسيع حلقه­هاي پسين و پيشين با ساير بخش­ها با توجه به درون­زا بودن رشد اين بخش و وابستگي بسيار اندك به نهاده­هاي وارداتي 4. امكان اجراي برنامه تشويق توليد مسكن در پهنه كشور و نقاط شهري و روستايي و الگوي متوازن رشد منطقه­اي 5. تأثيرگذاري كوتاه مدت بر متغيرهاي اقتصاد كلان از جمله رشد و بيكاري، سؤالهاي اساسي اين مطالعه به شرح زير مي­باشد: تأثير مسكن بر اشتغال­زايي چيست ؟ فناوري ساخت چه تأثيري بر اشتغال دارد؟ نظام­هاي توليد مسكن بر اشتغال و تركيب آن چگونه تأثير مي­گذارد؟

اهم نتايج اين بررسي به شرح ذيل است؛

-      محدوديت شديد مالي براي ساخت مشكل اساسي بخش عمده اي از توليدكنندگان است و 75 درصد از نمونه مورد مطالعه با مشكل مالي براي ساخت مواجه اند و 43 درصد ديگر براي تأمين هزينه ساخت از محل آورده شخصي (حقيقي و يا حقوقي) با مشكلي مواجه نيستند.

-      از ميان توليدكنندگاني كه با مشكل مالي مواجه هستند تنها 40 درصد روش پيش فروش را انتخاب مي كنند و از ميان 60 درصد باقي مانده كه روش پيش فروش را انتخاب نمي كنند بسياري اعتقاد دارند در زمان ركود اين روش مي تواند مورد استفاده قرار گرفته و مفيد واقع شود اما در شرايط رونق بازار مسكن مناسب نيست.

-      تنها 5/11 درصد اعتقاد دارند تسهيلات موجب افزايش توليد مسكن مي شود و 5/88 درصد ديگر شرايط مناسب بازار مسكن را عامل مؤثر بر افزايش توليد مي دانند. اين نتيجه مورد تأييد اكيد نظريه هاي اقتصاد مسكن است كه بر اساس آن هر نوع كمك و يا اعطاي يارانه به طرف عرضه مسكن صرفاً توليد مسكن مورد حمايت دولت را افزايش مي دهد بر كل توليد و اشتغال مسكن تأثير ندارد.

56 درصد از توليد كنندگان اعتقاد دارند افزايش قدرت خريد خانوارها از طريق پرداخت وام فروش اقساطي موجب افزايش توليد و اشتغال مسكن مي شود و تنها راه افزايش توليد اعطاي وام به خريداران است و در اينصورت عدم پرداخت وام دوره ساخت نيز مي تواند توليد و اشتغال مسكن را افزايش دهد.

تنها 12 درصد كمبود منابع مالي براي ساخت را عامل محدود كنده تلقي نموده و افزايش وام مشاركت مدني راسبب افزايش توليد و اشتغال مسكن مي دانند. 32 درصد باقي مانده اعطاي همزمان وام فروش اقساطي و مشاركت مدني براي افزايش توليد را الزامي تلقي مي نمايند.